|
خوه.ره.تاوم خوین دیده.ی پر ده.رده --- نه.سیمم شنه.ی هه.ناسه.ی سه.رده!
|
اندیشیدن مخصوص انسان است و بس!
آخر این ره کجاست؟!
این ره پر پیچ و خم
این صدای زیر و بم
این صدا از بهر ماست!
آخر این ره کجاست؟!
این ره تا ته خراب
این صدای بی جواب
این جوابی ناسزاست!
آخر این ره کجاست؟!
این ره پر از خطر
این صدای بی ثمر
این رهی بی انتهاست!
آخر این ره کجاست؟!
لحظه هامان درگذر
این همه زنگ خطر
راه ها از هم جداست!
آخر این ره کجاست؟!
SAM-SALEWADER
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
بودن همه شب دیده به ره تا به سحرگاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه
غم ها به سرآمد زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
پیش گلها شاد وشیدا می خرامید در قامت موزونت
فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
بیا تا دل به دست هم سپاریم
بیا تـــا غنچــه شادی بکــاریــم
بیا تـــا در دیار عشق و ســـودا
رمان عشق و شیدایی گماریم
بیا تـــا در بهار عمـــر بـــا هــــم
خزان عمر غم ها را شمــاریـــم
وقت آن است که دیگر ننشینیم به هیچ
وقت آن است که دیگر نکنیم هیچ خیال
لحظه ها منتظرند
در و دیوار و زمان
لحظه های بی امان
لحظه ها منتظرند
شب و روز و ماه و سال
نیست اکنون خبر از هیچ خیال
لحظه ها منتظرند
وقت آن است که دیگر ننشینیم به هیچ...
sana
شرح حــال ما نگنـــجد اندر این کوته مقال
شــــرح صیــــاد اســت و آن بشکسته بال
یا تو شمعـــــی شــــو که من پــروانــه ات
یا تو لیلـــــی شــــو که من دیـــــــــوانه ات
یا تو گل شو تـــــــــا که من بلــبل شــــوم
بوی گل هرجا بیاید من به آنجا مــــی روم
آنچه می خواهم بگویم از غم این دل تو را
مـــــن پشیمانم نخواهم خاطر آزردن چرا؟!
درد ایـن دل بـــس گــــــران اســـــت و دگر
لحظه های بی تو بودن سخت می آید به سر
sana