|
خوه.ره.تاوم خوین دیده.ی پر ده.رده --- نه.سیمم شنه.ی هه.ناسه.ی سه.رده!
|
گاهی شنیدن صدایت
از دل صدایم می کند
گاهی هم برای رفتن
قلبم دعایت می کند
گاهی گذشته دورت
حالی به حالم می دهد
گاهی برای بعدها
از خود سوالم می کند
گاهی فکر بودنت
از خود فرارم می کند
آرام آرام دوریت
دیوانه وارم می کند
به دنبال سرابی ناب بودم
به دنبال دل ارباب بودم
که رفتم دل به دریایی سپردم
چه هشیارانه، اما خواب بودم
من کودکم از جنس آب
آهویی از جنس شتاب
آرامشی مانند رود
آهنگی از رنگ رباب
کوه یخی در آتشم
رفته به جنگ آفتاب
طوفانم از جنس نسیم
گردابم از جنس سراب
خاکسترم در جنگ باد
آری خرابم من خراب
رویای شیرین شبم
بیدار خوابم خواب خواب
شبگرد هشیارم ولی
هشیاری از جنس شراب
Life's but a walking shadow